ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

دوتا چشمت دوتا کاسی عسل بی - موزیک ایرانی

دانلود آهنگ لری غمگین به نام دوتا چشمت دوتا کاسی عسل بی از سایت موزیک ایرانی
Ahang Dota Cheshmet Do Ta Kase Asali
دانلود اهنگ دوتا چشمت دوتا کاسی عسل بی - موزیک ایرانی
دوتا چشمت دوتا کاسی عسل بی
کمون برگلت ضرب المثل بی ، کمون برگلت ضرب المثل بی ..
به گردن تو مونده زنجیر یادگاری
درش بیارمه دلسوزی نداری ، درش بیارمه دلسوزی نداری..
نیتنم بنگت کنم نه خوت ایایی
بی وفایی پی تنه وی مو نیایی ، بی وفایی پی تنه وی مو نیایی
لینک دانلود آهنگ
هی شما دوتا
جیمین شی و جونگکوک شی
میییییشههههه دیگه گریه نکنید توی کنسرت ها؟؟؟
خدایا
این دوتا چرا نمیفهمن ما از گریه اونا بیشتر از هر چیزی تو این دنیا ناراحت میشیم و واقعا واقعتا قلبمون به درد میاد؟
من واقعا تحمل دیدن گریه هاشونو ندارم
خدایا اون دوتا فقط دوتا پسر بچه خیلی کوچولوئن که تمام عشق های دنیا برای اون دوتا.
من اصلا نمیدونم چی باید بگم دیگه. کاملا آدم رو لال می کنید :((((((((((((((((
از یک سنی به بعد متوجه میشی چقدر عیب داشتی و تا به الان دوتا چشم مبارک رو روی همه قضایا بسته بودی و به همین راحتی خیلی سال پیش، صورت مسئله رو پاک کردی. دوتا عیب بزرگ رو دیروز وقتی داشتم بحث میکردم متوجه شدم. امیدوارم بتونم اصلاحش کنم. فرصت کمه اما هیچوقت دیر نیست.
حالم از لاک سفید رو ناخنام بهم می‌خوره وقتی درونم سیاه شده. وقتی سیاهی دوباره روم سایه انداخته.انگار  دی ان ای لعنتیم به جای دوتا رشتهٔ  پلی نوکلئوتیدی از دوتا رشته غم ساخته شده. که هی تقسیم شده و تقسیم شده تا شدم من. شده الانم.غم لعنتی تو همه جای وجودم رسوخ کرده. نمی‌تونم جایی رو خالی ازش پیدا کنم. هرجا دست می‌ذارم مثل یه غده حسش می‌کنم. یه غده که متاستاز بلده. یه غدهٔ سرطانی. 
امشب تولد بابا و غین(مدیریت) بود
طرز کادو دادن پدرجان و مدیریت به همدیگه اینجوریه که مدیریت از دخل دوتا پنجاهی برمیداره با روبوسیو تبریک میده به بابا بعد پنج ثانیه باز بابا همون دوتا پنجاهیو با بوسو ماچو تبریک میده دست مدیریت 
در آخرم مدیریت دوتا پنجاهیو میذاره تو دخل:))
+عکسای قدیمیو نگاه میکردم چقدر بابام پیر شده موهای مشکی بابا الان کم پشتو سفید شده (دو طرف سرش البته:دی)
۵۱ سالگی بابارو توی عمارت کنار نیروهای خلوچلمون جشن گرفتیم:))
اونقدر ت
دانلود اهنگ دوتا ادم که بی دلیل عاشق هم دیگه بشن یه روز میاد که بی دلیل رو عشقشون خط بکشن
متن اهنگ دوتا ادم که بی دلیل
متن آهنگ وای از عشق حمید عسکری
با اینکه موندنم باهات عمر منو میده به باد
تو اشتباهی هستی که نمیشه انجامت نداد
چشمامو بستم رو همه اما به چشمات نمیاد
هیچی مثل من به خدا اینجوری همرات نمیاد
ادامه مطلب
دیروز با حجم زیادی از اطلاعات مواجه شدم. دوتا از دوستام بعد از دو سال احساسات بی‌جواب داشتن نسبت به هم، وارد رابطه شدن. دوتا از دوستام که کات کرده بودن برگشتن. یکی از دوستام با یه پسره که دو سال از خودش کوچیکتره رل زده. یکی دیگه از دوستام رفته دفتر دوس‌پسرش خوابیده. حد روابط بچه‌ها رو فهمیدم :) اون یکی دوستم از طرف سپاه مورد بررسی قرار گرفته. کلا دیروز خیلی چیزا فهمیدم. دیگه منو بمباران اطلاعاتی نکنین نامردا. من کشش ندارم.
 
 
  حال و روز خوبی نداشتم کسی دورم نبود  همه افراد زندگیم شبیه سایه از کنارم رد می شدن نه دنیا نه ادماش وجود خارجی داشتن توی دنیایه دیگه که خیالم بود حداقل ادماش واقعی بودن  دلم واسه دیدن زندگی لک زده بود اما کسی نبود زندگی نبود داشتم داغون تر می شدم خیال زندگی کردن نداشتم اما ناگهان دو نفر وارد زندگیم شدن زندگی روی خوشش رو بهم نشون داد رویی که من رو از گِل در اورد اون دوتا شدن نجات من امید دو باره زندگی کردنم همه چیه من زندگیم دوستام ادمای د
به جِد می‌تونم بگم یکی از بهترین فیلم‌هایی هست که تا الان دیدم. دو ساعت نیست که از دیدنش می‌گذره و هنوز سکانس‌هاش توو ذهنم مرور می‌شه. لحظه به لحظه با فیلم همراه بودم و حدس‌هام برای ادامه فیلم اشتباه از آب درمیومد! با خودم می‌گم کاش می‌شد توو این دوره زمونه که همه‌چی داره تغییر می‌کنه و مثل سابق نیست، قوانین جشنواره فجر هم تغییر می‌کرد و دوتا سیمرغ بهترین فیلم داشتیم، اون موقع این فیلم هم به حقش می‌رسید. و دوتا سیمرغ بهترین بازیگر نقش
متن آهنگ‌ فرزاد فرزین جذاب
تکست آهنگ جذاب فرزاد فرزین , متن آهنگ های فرزاد فرزین .

تو با چشمات داری تو دلم میری
همیشه با من یه جورایی درگیری
میدونم سخته سمت تو بیام اره
ندارم چاره این دلم گرفتاره
(با اون چشمات دل من و تو بردی حرصمو در آوردی
یجوری تو جذابی حق همه رو خوردی
اینجوری که پیش میره حالا حالاها تو بردی)۲
مگه میشه همه دنیامو پای تو ندم
مگه میشه من که همه جوره باهات راه اومدم
مگه‌میشه که نشم‌عاشق جشای نجیبت
دوتا چشمات داره زندگیم و جاد
ایکس اینا کلاساشون دیرتر شروع شد الان اینقدرررررر برنامه امتحانیشون خوبه که قشنگ اگه همه رو بیست نگیره میتونم بگم خنگی از خودشه
بعدحالا این هیچی چندوقت پیش بهش گفتم من تالا درطول این دوسال درسای عمومی نمره خوب نداشتم(به جز دوتا که خب خیلی چرت بودن)همش روی 16-17گرفتم
الان نمره هامو زدن سه تا بیست دارمالبته یکیش اختصاصیه و چون عملی بود واحدش کمه ولی الان خوشحالترینم
این هفته دوتا امتحان بیشتر ندارم و هفته بعدش قرار سرویس شم
هوالرئوف الرحیم 
وای که چه خوشبختم. که دارمتون. دخترکانم.


امروز داشتم دقت می کردم. 
تن و بدنم لرزید.
اگر بچه اول پسر می شد مهم نبود. 
دومی هم حتی.
ولی واقعا سومی رو نمی خوام پسر باشه. بعد دوتا دختر.
میشه روزگار من.
نه نمی خوام...
ولی دوتا بچه هم خیلی کمه!
:(
این دو روز نذری داشتیم انقدر راه رفتم و کار کردم که الان جنازه ام بشدت خسته ام و ناتوان شدم مثل آدمی که مدام دارن هلش میدن بهش مسیر میدن و تو مجبوری اطاعت کنی در حالی که گاهی حس میکنم حس نفس کشیدن ندارم و درس چیز بدی نیست خیلیم خوبه ولی هفده سال مدام درس خوندن حالت رو میگیره خوش حالم و شاکرم که به آرزوم رسیدم ولی خسته ام دلم آرامش میخواد نه این طور زندگی کردن رو اینطور دویدن رو بعضی وقتا بهش فکر میکنم حالم بد میشه بعضی وقتا هم میگم سخت نگیر میگذ
همیشه از خدا میخوام بتونم بچمو درست تربیت کنم 
که حداقلللل موجب آزار و اذیت دیگران نشه 
طرف دوتا بچه داره زمین و زمانو خسته کردن بچه هاش 
حالا میگه هرکی بچه‌هاش کمه ایمانش ضعیفه و فلان 
آقا شما همین دوتا بچتو درست تربیت کن با بزرگترش درست صحبت کنه رو مامانبزرگش دست بلند نکنه!!!! نمیخواد به فکر جمعیت شیعه باشی 
اگه اسم خودمونو میذاریم شیعه اگه اسم خودمونو میذاریم مذهبی کاری نکنیم بقیه از مذهب زده شن !
فکر میکنن همه‌ی اسلام به بچه زیاد داشتنه
دوتا مسکن خوردم اما خواب نرفتم. به حالت مستی روی صندلی نشستم و سعی کردم ادای ادم‌های دوتا مسکن نخورده را دربیاورم. دقیقا مانند زمانی که به ادم افسرده میگویند حالا سعی کن افسرده نباشی. ولی افسرده بودن و مانند مست‌ها بودن امن‌تر است. باید وقتی حالت خوب است بگذاری خوب باشد و وقتی مانند مست‌هایی فقط تلو تلو بخوری. هیچ اجباری وجود ندارد. بعد یک روز میبینی میتوانی افسرده یا مست نباشی. یا اثرات نسخه‌های خود نوشته است یا فقط زمان. شاید در زمان هیچ
مسیر من و تو دوتا خط متقاطع بود که وسطش یه گره کور داشت به بزرگی پنج سال... اما کم کم شد دوتا خط موازی نزدیک به هم، انقدر نزدیک که میتونستیم دستای همو بگیریم اما تو مسیر هم نبودیم دیگه، دستامو دراز کردمو دستاتو گرفتم زمین خوردی باهات زمین خوردم، دویدی باهات دویدم، خندیدی انقدر خندیدم که گوش شیطون کر شه ولی یهو نمیدونم چی شد؟ زمین دهن وا کردو فاصله گرفتن خطامون،دوره دور شدیم عزیزم، داد زدیم تا صدای همو بشنویم ولی به جاش ناراحت شدیم از هم، قلبا
دانلود اهنگ دور هم بودن چه حالی داره / ریمیکس شاد
دور ♪ هم … بودن چه حالی داره … !! ♪♪دوتا ♪ چشمات … عجب جادویی داره … !! ♪♪دلم ♪ امشب حال … خوبیو داره … !! ♪♪مگه ♪ دنیا … بهتر ما آخه داره … !! ♪♪توی♪ این … دورهمیا دلم با توئه … !! ♪♪با ♪ دلم راه بیای … من دلم میدوئه … !! ♪♪اگه ♪ این … خوابه نذاری که بیدار بشم … !! ♪♪کم ♪ کم ممکنه … از عشق تو بیمار بشم … !! ♪♪تو ♪ بخوای حاظرم … حتی واسه تو یار بشم … !! ♪♪امشب ♪ شب … مهتابه چشا بی خوابه …
دیشب خواب دیدم دارم فیزیولوژی میخونم، بعد یه صفحه رو متوجه نمیشم، یه چیزی تو مایه های یه فرمول توی اون صفحه بود و من چیزی ازش نمیفهمیدم، بعد آریا عظیمی نژاد یهو نمیدونم از کجا اومد و فضا عوض شد و دیدم توی یه کلاسم، بعد بهش گفتم اینو بلدین؟ گفت آره اینو که من کاملا بلدم، بعد اومد روی تابلو واسم توضیح بوه و بنویسه، دوتا ماژیک جلوی تابلو بود و دوتا ماژیک سمت راست تابلو، اومدم یدونه از اون ماژیک جلوییا بهش بدم، گفت نه اینا مال عصر جدیده، از اون را
بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوى ، و غلبه افغانها بر ایران ، محمود افغان
یکى از اقوام خود را که ((مگس خان )) نام داشت ، فرماندار شیراز کرد.
وى پس از چند روزى که در شیراز بود، روزى کنار قبر حافظ رفت ، بر اثر
تعصبات غلطى که داشت تصمیم گرفت قبر حافظ را خراب کند، هر چه اطرافیانش او
را نصیحت کردند که از این تصمیم بگذرد، او گوش نکرد، سرانجام قرار بر این
شد که از دیوان حافظ، در این مورد، فالى بگیرند، وقتى که دیوان را باز
کردند، این شعر در آغاز صفحه راست
دانلود آهنگ جدید غمگین از سیروان خسرویبه نام میخوام دو دوتا چهار تا نشه : دیگه درست نمیشم دیگه درست نمیشم با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
دانلود آهنگ میخوام دو دوتا چهار تا نشه : دیگه درست نمیشم دیگه درست نمیشم
دانلود آهنگ میخوام دو دوتا چهارتا نشه چی میشه هرچی شد از حالا نشه
دانلود آهنگ نه دیگه فرقی نداره که کجام با همه وجودم آرامش میخوام
دانلود آهنگ روزایی که دوست داشتم برن اصلا دور و بریام از دست من خستن
دانلود آ
دانلود آهنگ جدید غمگین از سیروان خسرویبه نام میخوام دو دوتا چهار تا نشه : دیگه درست نمیشم دیگه درست نمیشم با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
دانلود آهنگ میخوام دو دوتا چهار تا نشه : دیگه درست نمیشم دیگه درست نمیشم
دانلود آهنگ میخوام دو دوتا چهارتا نشه چی میشه هرچی شد از حالا نشه
دانلود آهنگ نه دیگه فرقی نداره که کجام با همه وجودم آرامش میخوام
دانلود آهنگ روزایی که دوست داشتم برن اصلا دور و بریام از دست من خستن
دانلود آ
یه روز دوتا دختر فسقلی داشتن روی جدولای کنار باغچه راه میرفتن یهو رسیدن به هم، جلوی هم سبز شدن یهو. روز اول مدرسشون بوده گویا. حتی بغل دستی نبودن. از اون جا که یکی از این کوچولو ها هی حرف میزد با بغل دستیش، معلمش کلافه شد و جاشو عوض کرد و نشوندش پهلو اون یکی. معلمه نمیدونست با اینکارش داره زندگی این دوتا رو عوض میکنه. خلاصه که اون دوتا پیش هم نشستن و آروم آروم با هم دوست شدن، کاملا ساده. نمیدونستن هردوشون اردیبهشتی هستن با پنج روز فاصله و خونه شو
تمام راه برگشت ب این فکر میکردم ک تنهایی چقدر غصه بزرگیست!
تعریف میکرد ک بچه ها را عروس و داماد کرده و هرکدامشان حالا ۴۰,۵۰ سال سنشان است,خودش مانده توی خانه ای ک حتی بزور هم نمیتوان اسم خانه رویش گذاشت.پیرزن ۷۲ساله ای ک لابلای بازیافت ها توی یک اتاقک تاریک و حیاطی کوچک زندگی میکند,تمام دلخوشی اش دوتا مرغ است.
وقتی پرسیدم مادرجان خب چرا نمیری پیش نوه ت زندگی کنی؟پاسخش یک گزاره دو کلمه ای بود:عادت کردم!
عادت عجیبیست,عادت ب زندگی بین بازیافتی ها
مراسم که تمام شد، نظرم نسبت به همه چیز عوض شده بود. دوست داشتم تا خانه بدوم، بروم دست بابا را ببوسم. دسترسی به قلب مادر داشتم  قلبش را می بوسیدم.
باور حرف های طاهره خانم سخت بود. اگر نمی شناختمش، می توانستم انکار کنم.
چند سال قبل که توی شهر پیچید همسرش با دوتا بچه و زن نجیبه و خانه و زندگی رفته سراغ زن دوم همه انگشت به دهان ماندند. طاهره خانم به کنار، برای هوسی آینده دوتا بچه را به فنا داد. ولی از این دخترک هم بعید بود. با این قد و قامت و زیبایی و پ
دوتا امتحان اولم غولن :| تمام فرجه رو من داشتم امتحان اول رو میخوندم تا الان.امروز اومدم سراغ امتحان دومی و با دیدن حجم و سختی مطالب چنان استرسی گرفتم که بیا و ببین.در حدی که امروز و  فردا رو کلا میخوام اونو بخونم
من نمیدونم چرا میانترم میگیره وقتی حذفی نیست :/
این دوتای اولی که اتفاقا همین هفته ی اینده هستن رو بتونم با موفقیت بگذرونم احساس میکنم بچه هامو فرستادم سر خونه زندگیشون :/ و بقیه امتحانهام در مقابل این دوتا مثل مسافرتهای دوران بازنشس
دنیای بچه ها دنیای قشنگیه .. هنوز هیچی از بدیها و زشتیها و سیاهی ها نمیدوننفردا کلاس دارم.کلاس اولم سی تا دختر بچه ی کوچولو هست که هر کدومشون با یه ویژگی توی ذهنم بولد شدن
مثلا یکیشون هر دفعه با یه تیپ جدید و خفن میاد.با دیدنش یاد مدلهای اینستاگرام میفتی!
اما دوتاشون رو بیش از حد تصور دوست دارم! انقدرررررر نازن ، انقدرررررر مودبن که اصن نمیتونی دربرابر علاقه ای که با دیدنشون به وجود میاد مقاومت کنی
فکر میکنم هر دوشون هفت هشت ساله باشن.
ولی در ح
خب ما فعلا ابزرور هستیم و اجازه مهر کردن پرونده بدون اجازه سال بالاهامون نداریم...تو دوتا چیز من خیلی شانس اوردم یکی اینکه با اورژانس شروع کردم...یکی اینکه بهترین رزیدنت سال بالا افتاده با من ...کم کم دارم دارم یاد میگیرم چجوری شرح حال بگیرم چجوری نت بذارم چجوری مریص ها رو منیج کنم و غیره
رروزای اول یه مریض داشتم ازمردم شهر طرح یه اقای 22 ساله که با کمک لوله نفس میکشید وفلج بود و از 11 سال پیش بدون هیچ علت مشخصی تشنج غیر قابل کنترلش شروع شده بود...ب
یادمه قبلنا خونه ها هال و پذیراییشون جدا بود در و دیوار از هم جداشون میکرد 
ولی تو خونه های جدید همچین چیزی نیست یعنی من ندیدم
یادمه خونه پدربزرگم تو مهمونیا مردها بیشتر وقتا تو پذیرایی بودن و خانما تو هال یه در چوبی بزرگ هم این دوتا رو از هم جدا میکرد 
بعد چند سال این در چوبی رو دراوردن 
حالا خونه ما نمیدونم به این قسمت سالن میگن هال یا پذیرایی
شاید یه فرشش پذیرایی باشه یکیش هال D: 
ولی یه پنجره نسبتا بزرگ داریم اینجا که تا حالا بخاطر سردی هو
یه مدت هست که دوتا دوست جدید پیدا کردم . یه سگ‌با توله‌ش. یه روز رفته بودم یه خورده غذا بدم سگ های ولگرد دور و بر که خوردم به این دوتا . یه سگ ماده که پاش شکسته و لنگ می زنه . خیلی هم لاغر و ضعیف شده و یه توله هم همیشه باهاشه . یه بار بهشون غذا دادم . وارد جزئیات احساساتم نمی شم چون احتمالا باید یه پست جدا بنویسم راجبش . ولی اینقدری بهش وابسته شدم‌که یکی دو روز بعدش بازم‌رفتم‌بهشون غذا بدم . وقتی منو دید از دور بدو بدو ا مد سمتم ! اینقدر دمش رو سریع
 
 
سلام
 
نمیدونستم چرا سیاره مشتری این دوتا مجموعه سیارک رو دور و برش داره که باهاش همراهند و تو مدارشند. یعنی فکر میکردم که بخاطر جاذبه اش منحرف شدن بقیه سیارک ها و جاذبه اش رو اون دوتا گروه زیاد نرسیده. ولی خب استدلال چرتیه چون نقاط دور تری هستن که توش خبری نیست.
ولی دیشب داشتم میدیدم تو یه ویدئو گویا اون جا دو تا نقطه لاگرانژ پایدار هست. یعنی مجموع گرانش خورشید و مشتری و حرکتشون باعث میشه چیزایی که تو اون نقاط هستن بمونن همونجا. 
 
 
گویا L1,
یکی امروز اومد تو پانسیون اینقدر آروم حرف می زد و مودب با شخصیت بود که سر ناهار میخواستم بهش بگم :میشه افتخار آشنایتون رو داشته باشم جناب؟...که لحظاتی بعد رفت و در مقابل چشمان ناباور من باکمال وقار دوتا ته دیگ آسِ اضافه برداشت :|هیچی دیگه قضیه کنسل شد.
سلام...
امروز تو روبیکا داشتم می گشتم یه فیلم دیدم به نام"بنجی"...
داستان یه سگ ولگرده که یه پسربچه پیداش میکنه و با خواهرش می خواد نگهش داره براش اسم بنجی رو هم انتخاب میکنن ولی مامانش نمیذاره نگهش دارن...پسره هم اون سگو از خونه بیرون میکنه ولی بنجی اطراف خونه پرسه میزنه تا اینکه دوتا دزدِ ماسک زده موقع دزدی از یه مغازه به دلیل اینکه این دوتا بچه چهره شون رو دیدن میبرنشون و بنجی سعی میکنه نجاتشون بده:)
محصول:آمریکا
خیلی قشنگه:)
معرفی میشود^...^
لحظ
بلوریست آبی رنگ و درخشان.مسحور کننده و هم رنگ چشمهایت.مسموم میکند...میخواهم تو شوم...در خونم حل میشود.منجمد میشوم و آبی تر از همیشه خودم را در حال دست و پا زدن درچشمهایت می یابم.
بگو چگونه میتوان فراموش کرد لحظه درخشیدن مرواریدهای غلطان از گوشه ی چشمت را...که مرا از چشمت ب گوشه ای از این دوزخ انداخت...
آه ای اهریمن ترین اهریمن روزگارم.دوزخ همان جاست که تویی وجود نداشته باشد...
شده با یه قضیه ای از لحاظ منطقی کنار اومده باشید و اوکی باشه، ولی دلتون باهاش نیست؟‌
یعنی هر کاری می‌کنید نمیتونید بفهمید که چرا ذهن و دل باهم همراه نیستن... مشکل کجاست؟ یعنی یه چیزایی تو ذهنمون هست که خودمون نمی دونیم؟؟ یا کلا این دوتا جدای از هم کار میکنن؟ یا دل به ذهن می‌گه به چی فکر کنه؟؟؟ قضیه چیه؟؟!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
روز بعد از اون (کلیک)ماجرا مجبور بودم به همه ۷ تا مراقب سلامتم زنگ بزنم بگم پنجشنبه مرکز جلسه داریم تشریف بیارید
وقتی به اون مراقب داستان قبلی زنگ زدم سلام کردم فقط و گفتم تشریف بیارید
احوال پرسی کرد و کلی عذر خواهی که من نمدونستم شما دختر آقای ****هستید
تروخدا ببخشید من خیلی عذر میخوام همون شب رفتم پیش یارو و گفتم اگه راست میگی مشخصات گوشی رو بگو و طرف مونده چی بگه...کلی تهدیدش کردم و اصلا اجازه ندادم به شما زنگ بزنه
با ای
وقتی بچه بودم وتلوزیون سریال پدرسالار رو نشون می دادهمیشه برام سوال بود که خانواده ای به این جمعیتی چرا محمد علی کشاورز(پدرسالار)
دوتا نون سنگگ میگیره؟میگفتم الکیه بابا مگه داریم مگه میشه . تا اینکه خودم نون سنگگ خوردم ودیدم یه ذرش چه قدر پر ملاته .
بعضی وقتا برای فرار از یه موقعیتی میریم خودمونو میندازیم تو یه چاه دیگه!
بعد یهو وسط راه میبینیم چقدر سردرگمیم!
نه خوشحالیم از کاری ک کردیم نه مطمئن از درستیش!!
شاید یه چیزاییم از دست دادیم...
این حس خیلی بده
نمیدونم چرا یهو اینهمه متغیر میشم؟! یه لحظه تو نقطه ی جوش و لحظه ای بعد انجماد!!
انگار دوتا آدم در من دارن زندگی میکنن همزمان...
جمعه صبح که از خواب بیدار شدم گلوم میسوخت و یکم متورم شده بود. طبق روال همیشه که با خوردن آب گرم و لیمو خود بخود خوب میشدم، خیلی گلو درد رو جدی نگرفتم . شنبه وقتی از سرکار رفتم خونه‌ی مامانم، خیلی بی حال بودم و علایم سرماخوردگی داشت خودش رو نشون میداد. تا عصر یکم استراحت کردم اما بی فایده بود برای همین به پرویز زنگ زدم که بیاد با هم بریم دکتر. دکتر هم گفت بله آنفولانزا گرفتی و دوتا آمپول نوشت با یه سری داروی سرماخوردگی و یک روز استراحت کامل. برا
قرار بود این تعطیلاتو آروم باشیم و همینجوری سر کنیم تا تموم شه و حضوری حرف بزنیم. درباره‌ی اینکه من نمیتونم دیگه اینجوری ادامه بدم. یا تماما مال من باشه یا هیچی. به طور مستقیم میگم یا عین دوتا آدم عادی رابطه داشته باشیم یا هیچی. دو ماه کمتر حالمون خوب باشه. چه فرقی داره؟
زیدان :‌پیش فصل تموم شد و حالا ما میخوایم لیگ رو با قدرت شروع کنیم.نیمار؟ من با تیمی‌ که در اختیار دارم اینجام و ما فقط به بازیکنانمون فکر میکنیم.‌به خرید نیاز داریم؟ من همون جواب رو میدم. من یه تیم در اختیار دارم و تا پای مرگ کنار این بازیکنان هستم. ما همه‌ی تلاشمون رو میکنیم که فصل بسیار خوبی داشته باشیم. همین.‌پوگبا؟ ما این تیم رو در اختیار داریم و با همین تیم هفته‌ی بعد قراره به میدان بریم. نقطه نقطه نقطه و پایان.‌بیل و خامس بازیکنان رئا
ای من ریدم تو کله اون دوتا هم اتاقی دیگه ام که الان خوابن و من ی ساعته بیدارم
که برا این تخمیا اتاق بگیرم
خو جونتون دراد شما شلا یه بار یه کاری کنین همش فرار میکنن از زیرش
خیلی خوشم میاد از هم اتاقی بودن باهاشون 
خودمم بابد دهن خودمو بگام برا اتاق گرفتن باهاشون
عنینه های متظاهر ریا کار
۱. Bonding time [+دلم یچی خفن میخوا] [- ما زن و شوهریم خدایی .. مغزامون عین همه:دی♥]
۲. آرایشگاه رفتم شلیل شدم .. ازین بافت کف سریا زدم + سرم موی دوفاز cerita گرفتم [الکتریسیته مو رو میگیره که موخوره نزنه] + لاک قرررررمز [عاشق ناخونام شدم -_-] + دو تا لباس خانومانه برا خودم گرفتم .. شب شوهری اومد دیدم دوتا ام اون برام کادو گرفته:دی [ماچ ب کلت شوهری:*]
۳. کتلت 
امشب گودبای پارتی داریم.
دوتا از همکلاسی های ارشد میان خونم.
منم برخلاف مهمون های قبلی که ماکارانی درست می کردم، می خوام از این دو دوست مهربان با الویه پذیرایی کنم.
آخه اینا دفعه اول و آخرشونه که میان اینجا...
در خونه رو که باز کردم، رفیقان جان با یک عدد کیک بزرگ اومدن داخل.
و بالاخره شیرینی پایان سربازی رو خوردیم...
بچه ها دوتا نکته رو تو برخورد و مکالمه با من یادتون باشه:
1- نصیحتم نکنید چون شدیدا از این کار بدم میاد و تو هیچ آزمونی اثبات نمیشه ک کسی عقلش از دیگری بیشتره مگه اینکه ازش بپرسن و مثلا بگن " نظر شما در رابطه با این موارد چیه؟"
2- ده تا مولفه داشتن حرمت نفس رو بخونید!!!! اصلا ویدئوش رو از تو یوتویوب ببینید دکتر هولاکویی قشنگ توضیح میده
.
شبتون بخیر
یکی از مرض هام هم اینه که نمیتونم دوتا کار رو با هم منیج کنم!
حالا موندم چطور برنامه بریزم که هم از درس خوندنم عقب نیفتم و هم پروپوزالم رو برای دفاع آماده کنم و هم برای امتحان صلاحیت بالینی بخونم و هم یه فکری کنم که بعد از گذروندن یک ماه زنان،گوش شیطون کر دو کلمه بخونم که سر راندها مثل بُز به بقیه زُل نزنم!
اجالتا تا حداقل ده روز آینده رو قراره با استرس بگذرونم!
دیروز دوتا مهمون داشتم که هردو آقا بودن از خیلی نظرا بهتر بود :))) 
مثلا نیاز به نظافت کاریایِ با ظرافت نبود 
چون من واااقعا سختم بود با وجود پسر
 همین که تونستم یه غذای خوب درست کنم و همه کارا رو (آشپزی و اماده کردن ظروف و میوه و فلان) در عرض یکساعت و ربع انجام بدم شاهکار کردم واقعا
ولی وقتی مامانم بخواد بیاد همه چی فرق میکنه D: 
داشتم آشپزخونه رو تمیز میکردم‌ ، عمه گفت نمیتونم وسایلو بذارم‌تو بالکن ، کبوترا کثیف میکنن ، گفتم مسیرشون‌خب ببندین ، گفت قبل از اینکه و مریض بشه ، خواستیم ببندیم ، دوتا از بچه کبوترا مردن ، همون موقع پول گذاشتم تو قرآن که به خیر بگذره ، رفتیم‌ شهرمون فهمیدیم ، که  و سرطان داره ،
ادامه مطلب
بعد از 13 سال اولین جمله ای که بعداحوالپرسی گفت: چقدر آروم شدی!
شاید فکر کرد از حرفش ناراحت شدم که یکی دوتا ویژگی خوب هم بهش اضافه کرد:)
و من تازه یادم اومد که از اولین خصوصیاتی که دیگران بهش مزینم میکردن شیطنت بود.
هععییی جوونی ...
یه وقتا حالم از وبلاگم بهم میخوره. پوچ و بی معنی. مثل خودم. 
من دوست ندارم بعضیا تو زندگیم باشن. واقعا چرا درک نمیکنن؟ مهم نیست دربارم چه فکری کنن. من دوست دارم اینجوری باشم. 
خب امشب اصلا خوب نبود. 
اما امروز خوب بود. پایان نامم جلو افتاد و دوستامو دیدم که اومدن اینجا. آلبومم رو گرفتم و کوکی دراومد با دوتا نامجون که نمیخوامش. 
خوابم میاد. شب بخیر. 
زنگ ورزش اگر برای همه ی بچه ها فقط یک سرگرمی بود تا برای مدت کمی از شر درس و مشق راحت شوند و یک رقابت هیجان انگیز را تجربه کنند،برای ما دو تا مانند دوئلی بود که مثل بقیه دوئل های این دنیا، به مرگ یکی و زنده ماندن دیگری ختم میشد!
ادامه مطلب
و سلام به خودم و سلام به شما و سلام به سال جدید
ورود به سال جدید رو تبریک میگم.
بریم و ببینیم که گلدونمون حالش چطوره. 
بازم یکی دو ماهی شده که نیومدم و مثل همیشه امیدوارم دیگه از این به بعد مرتب بیام. ان شاء..
یک سری خاطارت از اربعین 97 مونده که ننوشتم.
دو ماه آخر سال 97 هم که کلا خاطرات رو ننوشتم ولی یکی دوتا خاطره خوبش رو که یادمه رو می نویسم.
بریم ...
باز هم میرد تا شهر با قدم هایش وجب کند.از اینجا میکوبد و میرود.یک شاخه گل رز سیاه از ان پیر مرد بد اخلاق اخر خیابان میخرد و میرود.دوتا پالوده دنج شیرازی.هندز فری های کهنه خاک خرده خاطره دار که با صدای بلند دایان میخواند.پیر زنی که باز منتظر چشم انتظار امدن یار کودکی اش میماند.
هنوز کسی علت چای تازه دم و قوری مهمان روی اجاق را نمیدانند
ساعت ۶ رفتم دم خونه ف و باهم رفتیم سمت باغ گلها قبلش رفتیم شیرموز گرفتیم یخ یخ ولی یه پسر بچه درست کرد موزش کم بود :/// تو بستنی فروشبه پیام ناشناس چک کردم نوشته بود ۵ دقیقه دیگه میرسم عشقم! همینجوری که شیر موزهامون میخوردیم و رفتیم بلیط گرفتتیم به ف گفتم صبر کن هنوز ناشناس نیومده و تو پیام ناشناس جواب دادم ما داریم میریم داخل تو کجایی پس؟ و مدام دور و بر نگاه میکردم چون فکر میکردم  از دوستام لیلا یا سارا باشه.
ف گف من میرم بلیط بگیدم خرید و گفتم
تو جلسه خواستگاری دختره به پسره میگه خودتو معرفی کن
پسره میگه: 28سالمه، پزشکم، دوتا خونه دارم، ماشینم لکـسوس مشکیه، بابام کارخونه داره، تک فرزندم 
و شما ؟ 
دختر : دیونه این چه سوالیه
من زنتم دیگه
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
از وقتی فهمیدیم وارد زندگی مون شدی و یه خانواده ی سه نفره شدیم، اونقدر برکت با خودت آوردی که هرقدر هم دوتایی تلاش میکردیم، به این سرعت، اتفاقات خوب نمی افتاد..
تو باعث شدی ما دوتا بزرگ بشیم، رشد کنیم.. بریم جلو..
و ما این پیشرفت رو مدیون وجود تو هستیم دخترک فسقلی..
تو اومدی تا خوشبختی مون رو کامل کنی..
بی نهایت دوستت داریم و برای به آغوش کشیدنت لحظه شماری میکنیم..
دانلود آهنگ جدید عاشقانه خیلی زیبا از رضا بهرام به نام در پی چشمت چشمات شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang dar pey chashmat shahr be shahr khane be khane shodam ravane
دانلود آهنگ در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه رضا بهرام
در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه ♩♫/
گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه ♩♫/
آرام آرام آتش به دلم زدی بنشین که خوش آمدی رویای من ♩♫/
این تویی این جان من شوق چشمان
دانلود آهنگ صد تا یکیش تو نمیشه نه نیمشه برای من - موزیک ایرانی
Ahang sadta yekish to nemishe na nemishe baraye man
دانلود اهنگ صد تا یکیش تو نمیشه نه نیمشه برای من - موزیک ایرانی
مث پروانه میگردم دور این روز و شبا یه مترسک میشه قلبم تا دوشم کلاغا شیرین و خواستی تر از تو ندیدم من تا حالا دلمو میبره اون دلبری و ناز ادات دوتا چشمای سیاه این همه با شرم و حیا آخ چقدر دیدنیه اون دوتا چال گونه ها عطر نگاتو نفساتو نم بارون نداره تو هوامی و دوامی که بی تو دل آروم نداره این همه
خدایا چقدر سطح سواد پزشکهامون با هم فرق داره. از مثبت بینهایت تا منفی
بینهایت. این وزارت واقعا چی آموزش و تحویل جامعه میده؟! اگر دانشجویی خودش
علاقه مند باشه چیزی یاد می گیره. اما اگر علاقه مند نباشه، کسی نه تنها
چیزی یادش نمیده، هیچکس هم نمی گه آخه تو با این سواد چطور میخوای طبابت
کنی؟
در مدت کوتاهی که در پلدشت بودم، تفاوت فارغ التحصیلان جدید را به چشم
دیدم. دوتا خانم دکتری که از دانشگاه ارومیه هم فارغ التحصیل بودند و زمانی
انترن بخش خودم
توی تصوراتم،
همیشه یه نیمه شب رو تصور کردم ،
که ساعت از ۱۲ گذشته...
نشستی و من
با دوتا فنجون #شکلاتِ_داغ
میام کنارت...
همونجور که موهای بلندمو دست میکشی 
دستات رو باز میکنی تا منو به خودت نزدیک تر کنی،
لبخند میزنی.. منو به خودت میچسبونی...
دراز میکشم
سرمو میزارم روی پات و با چشمهای بسته،
از سالهایی میگم که چقدر بهمون سخت گذشت..
وتو
از سالهایی میگی.. که چقدر قراره خوشبخت بشیم...
:)
دوتا چیز مهم از مهدی یاد گرفتم.۱- قضاوت نکردن۲- پیش داوری نکردنمیتونم با احتیاط بگم که از قضاوت کردن دیگه خبری نیست و روی قضیه‌ی پیش‌داوری هم با تمرکز کار می‌کنم.حرف زدن پشت دیگران کار به شدت کثیفیه و به اطرافیان حس ناامنی میده. اینا رو صبا می‌دونه و پس ذهنش نگه میداره دفعه‌ی بعد که خواست خیرخواهانه به یکی از دوستای پسرش بگه کراشش فقط با اون لاس نمیزنه و جزو اموال عمومی حساب میشه :)دروغ هم که از اول تو کار نبود و آیم پرود آو ما سلف. یو رول گرل
با کدوم خاطره یا تجربه روز دختر رو تبریک بگیم؟!خاطره تنهایی کلاس تشکیل دادن در غیابشون...بلاک کردن بعد از اشتباه...نگفتن کنسلی کلاس و بیخودی سر کلاس موندنشون...کمک نکردن بهشون وقتی سر یه مبحث کمک میخواستن...سو تفاهم با شوهر یکی ازشون یا نجات دادن دوتا دختر که گیر کرده بودن ؟!این آخری غیر دخترای کلاس بودش
دریافت
اون سنگ دل هایی که میگن #مدافعان_حرم برای #پول میرن این کلیپ رو ببینن
⚠️داعشی ها جسم شهدا رو سوزوندن و #کدخداپرست ها قلب مادران شهدا رو
اینایی که این حرف ها رو میزنن هیچ فرقی با #داعشی ها ندارن قلب و مغز هر دوتاشون مثل دوتا تیکه سنگ سیاهه
صحبت های جانسوز مادر شهید مدافع حرم #مجید_قربانخانی
من هرگز کسی شبیه به خودم را ندیده ام
هرگز کسی شبیه به خودم را نداشته ام!
ولی گاهی به این فکر کرده ام که چه خوب بود اگر یک نسخه ی دیگر هم از من وجود داشت.
یکی که تکرار دوباره ای از من باشد، دست ها، چشم ها، نگاه، لبخند و رفتارهایش؛ درست شبیه به خودم باشد و هرجا که رفت، با من اشتباهش بگیرند.
کسی که می شد افکار مشترکمان را روی هم بریزیم و فکری اساسی به حالِ جهان کنیم...
شاید اگر دوتا بودیم، زورمان به همه چیز می رسید، شاید اگر دوتا بودیم، هیچ کس حریفِ آر
اول از پیدا کردن پیج اینستا ی بازیگراش شروع میشه و بعد میرسم ب چک کردن صفحه ویکیپدیاشون و بعد از پیج شخصیت اصلی ک دوسش دارم میرسم ب پیج اون کسی ک واقعن و بیشتر دوسش دارم و تو قسمت بیوگرافی خلاصه نوشته ک ازدواج کرده و دوتا بچه داره و من میام پایین تر و قسمت زندگی شخصی رو باز میکنم و...
WHAT THE FUCK? Really? What. The. Fuck?
چرا تو باید گی باشی؟؟؟؟؟؟‌حقیقتن چراااااااا؟
با چند تا از بچه ها قرار گذاشتیم گزینه غالب امتحان رو سرفه کنن
الف بود یه سرفه
ب بود دوتا
و... 
که اگه خواستیم شانسی بزنیم(مثلا خیلیا اصلا جنین نخونده بودن)
گزینه غالب رو بزنیم که احتمال درست شدنش بیشتر شه
گزینه غالب رو سر جلسه الف و ب در آوردیم
خلاصه تو سالن تک سرفه و دوسرفه بود که می پیچید
دیگه ول کنم نبودن
#اتحاد
الان ۳ شبه مدام دارم کابوس میبینم همشم جز به جز یادمه مثلا دوشب پیش خواب دیدم با خاله کوچیکم دعوام شده زدم خونین و مالینش کردم و اونم فقط دوست داشت با حرفا رو رفتارش تحقیرم کنه عای زدمش :/ 
شب بعدی خواب دیدم بابام گفته برو ماشین جابه جا کن ماشین روشن کنار کوچع ول ورده بودم نمیدونم با کی داشتم حرف میزدم یهو دختر همسایه اومد سوار ماشینمون شد و حرکت کرد زد تو دیوار ماشین از دونقطه نابود شد واییییی اینقدر حرص خوردم مامانمم بودش بعد بابای دختره (هم
۱. دستبند شوهری رو گرفتم ..خیلی خوب شـــــد همونی شد که طراحیشو دادم ^_^ + کادو تولد مادرشوهرجانم یه کیف خوشگل خریدم همه خوششون اومد + لباس تو خونه ام برا مامی خریدم بش دادم گف تو لباسایی که برام خریدی از همه بهتر بود خیلی خنک و خوشگله^_^
۲. دوتا خانم متقاضی بم گفتن خانم خوش اخلاق و باهوش 
۳. شربت خاکشیر + شربت الو جنگلی + کوبیده + قلیه قارچ با تن ماهی 
یکسال پر از دغدغه پر از اتفاق و پر از کارهایی که باید انجام میدادم یک لحظه استراحت برایم آرزو شده بود مخصوصا بعد از عید ولی الان انقدر بیکارم انقدر وقت اضافی دارم که نمی دونم باهاش باید چکار کنم دوتا کلاس اسم نوستم یکی هر روز صبح سه ساعت و یکی هم رانندگی .
کلاس کامپیوتر چهارتا میدون با خونمون فاصله داره برای جبران این بی تحرکی تصمیم گرفتم دوتا میدون رو پیاده برم و بقیش رو با تاکسی . کلاس رانندگی هم هر چند سال های پیش هیچ علاقه ای برای گرفتن گوا
دلم برای دوستان قدیمی وبلاگیم تنگ شده دوستایی که رفتن و فقط خاطرهاشون برا ما موند. آخ که چقدر دلم یه خورده از اون بیخیالیه میخواد اینکه هیچی نخوام و فقط زیبایی ها رو ببینم. تعادل بین دوتا جریان اصلی زندگیم برام سخت شده باید سعیمو بکنم باید بازخوردای مثبتشو ببینم اصن منفیارم مثبت ببینم خدا رو چی دیدی شاید قضیه،قضیه ی همون گل دقیقه ی نود باشه.
سلام...
عادت به سلام کردن ندارم کلن ولی به نظرم بعد این سی و چند روز غیبت صغری لازمه دیگه :) چقدر دلم واسه این صفحه تنگ شده بود. چقدر الان عوض شده م... بهتره جو گیر نشم، در واقع این حسیه که هرروز صبح درمورد خودم دارم... چقدر همه چی تغییر کرده :/
از این یکماه بگم که حیف نتونستم با جزییات تعریف کنم... خلاصه که ما کوچ کرده بودیم خونه خواهرم، صبح به جای صدای خروس یا آلارم گوشی با گریه بچه بیدار می شدیم و شب هم همون گریه بچه واسمون لالایی بود، چقدر این مامان
هیچ وقت با زیر سوال بردن قید و حیا و نجابت یک دختر سعی نکنید لهش کنید چون یک کاراهایی هست که تاوان سختی داره...
چینی شکسته رو نمیشه بد زد فقط خودم بیشتر میشکنم بهتر همین جا هر چی بوده تموم بشه ...شاید تموم بشه اما نه فراموش میشن نه بخشیده...
تکلیف دل و عقل که مشخص بشه هر چقدر هم تلخ باشه بازم از تضاد این دوتا خیلی شیرین تره...
هم اکنون کلیه آزمون‌های الهی در ایلام و کرمانشاه بصورت همزمان در حال برگزاری می‌باشد! 
+اول سیل شدید بود تحمل کردیم تا صبح با این همه آب و سروصدا تا صبح ..الانم دوتا زلزله نسبتا شدید ..همه خیابونا رو آب برداشته نه راه بیرون رفتن داریم یعنی نمیذارن بابلندگو اعلام میکنن نیاین بیرون یعنی الان بیرون بریم یا خونه بمونیم؟ :|
+ الان در منزل مادر شوهر بسر میبرم.
دریافت
اون سنگ دل هایی که میگن #مدافعان_حرم برای #پول میرن این کلیپ رو ببینن
⚠️داعشی ها جسم شهدا رو سوزوندن و #کدخداپرست ها قلب مادران شهدا رو
اینایی که این حرف ها رو میزنن هیچ فرقی با #داعشی ها ندارن قلب و مغز هر دوتاشون مثل دوتا تیکه سنگ سیاهه
صحبت های جانسوز مادر شهید مدافع حرم #مجید_قربانخانی
مرد میخوام این فیلم رو ببینه گریش در نیاد.
یه خاطره بگم براتون :کلاس نهم بودم و مشغول درس خوندن برای امتحان عربیم ..پسر خالم زنگ زد بعد یکم شوخی کردن گفت که منو داداشم حاضرشیم قراره با دختر خاله هامو پسر خالم بریم بیرون منم که از خدا خواسته حاضر شدم و بعد اماده شدن داداشم واومدن پسر خالم رفتیم بیرون ....بعد یکم دور دور رفیم فست فود . خلاصه هرکی یه چیزی سفارش داد و نشستیم خوردیم ...کنار میزمون دوتا پسر ویه دختر نشسته بودن منم که فضول خیره خیره نگاهشون میکردم و به حرفاشون گوش میدادم ( هر چند
امروز کوآلاتون یه مجموعه از احساس بد که زیر مجموعه اصلیش تحقیر بود رو تجربه کرد. انگار واقعن فقط پدر مادرم نیستند، هیچکس تو دنیای اطرافم منو آدم مهمی نمی بینه، حتی یادمه یه جایی یه نفر بهم گفت: همه می دونن چقدر خوبی ولی هیچکس نمی تونه دوستت داشته باشه :/ این جمله هیچوقت از ذهنم بیرون نمی ره، برداشتم اینه که هیچکس نمی تونه اونقدرا منو مهم حساب کنه. من هیچوقت اون شاگرد اول مهم نبودم، حتی وقتی تو دبیرستان با بچه ها خرابکاری می کردیم هیچکس منو تنب
ببینید دوستان دوتا حالت داره اینکه شما بخواین دقیقا مثل عکس پیلی از رنگ دیگه ای باشه یا نه ، اگه پیلی بخاد از خود لباس باشه از قسمتی که علامت قیچی زدم قیچی نمیشه فقط به جلو ۸-۱۰ سانت(بسته به سلیقتون) اضافه میشه ، ولی اگه بخاین پیلی مثل شکل از پارچه دیگه ای باشه از قسمتی که علامت قیچی کشیدم قیچی میشه و این قسمت از پارچه طرحدار استفاده میشه  طبق عکسهای زیر

اون دوقسمت و میدوزیم واتو میزنیم

من درزا رو دوختم حالا میخوام پیلی بزنم
پارچه رو از وسط تا
اینجا مخاطبی نداره یا بهتر بگم، کلا وبلاگ ها مخاطب ندارن. مثل یه کوهستان بی آب و علفه که برای خودت داد میزنی و صدات میپیچه و پژواک های متوالیش به گوش خودت برمیگرده و نه کس دیگه ای. وقتی از هیاهوی توییتر و رنگ و لعاب تقلبی اینستاگرام خسته میشی، اینجا خلوتگاه خوبیه. یکی دوتا وبلاگ خوب رو دنبال میکنم که همیشه حرفی برای گفتن دارن. حضورشون عجیب و تحسین برانگیزه و البته امیدبخش
دانلود آهنگ عماد طالب زاده منو عاشقم کرد { دو کیفیت خوب و عالی }
موزیک جدید برای طرفداران با صدای عماد طالب زاده با آهنگی بنام منو عاشقم کرد از جاز موزیک
Exclusive Song: Emad Talebzadeh | Mano Ashegham Kard With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ منو عاشقم کرد عماد طالب زاده
»───♫♫●|●|●♫♫───«اسیر توام بیخیال منی ، نگار منی بی قرار توام … !نگاه ـه تو دریای آرامشه ، گرفتار چشم خمار توام … !»──|♫●|──«گره خورده قلبم ، به رویای تو … !که بی تابم از ، دست چشمای توتو زیبای ع
این دو تا خیلی بهم میان 
دیدن دو تا از ساکت ترین و سردترین بچه های کلاس وقتی از ته دل باهم میخندن قشنگه 
دوست داشتن اتفاق عجیبیه انگار یه بعد جدید و ناشناخته از وجودتو حس کنی 
من تغییرو تو کمترین مدت ممکن تو این دوتا دیدم 
اونا خوشحال ترن و این کافیه تا به وجود عشق ته دل آدما ایمان بیارم 
عشق میتونه قشنگی خودشو اندازه یه چسب زدن پسر رو دست دختر بعد از آنژیوام  نشون بده 
دوست داشتن این دو تا خیلی قشنگه تو کلاسمون :) 
امیدوارم همه این حس و حال خوب
شونه‌های خالی من
 پرِ حسرتاو و دردن
تو ازم دوریو انگار 
شونه‌هام هواتو کردن
دنیا مال ما دوتا بود
 قبلِ رفتنت عزیزم
شونه‌هاتو کم میارم
 اشکامو کجا بریزم
وسط تنهاییو و غم 
خاطراتو دوره کردم
چی میشه دوباره بازم 
با تو من شهرو بگردم***توجه توجه توجه***
در صورت پسند بقیه ترانه به شما ارسال می‌گردد.
قیمت:۱۰۰۰۰۰تومان(تخفیف خورده)
در صورت پسند با شماره۰۹۱۰۴۰۷۴۵۸۴تماس بگیرید.
دانلود آهنگ مث پروانه میگردم دورت این روز و شبا راغب - موزیک ایرانی
ahang mesle parvane migardam doret in rozo shaba az Ragheb
مثل پروانه میگردم دورت این روز و شبا؛ دانلود اهنگ از راغب - موزیک ایرانی
مث پروانه میگردم دورت این روز و شبا یه مترسک میشه قلبم تا دورشن کلاغا شیرین و خواستنی تر از تو ندیدم من تا حالا دلمو میبره اون دلبری و ناز و ادا دوتا چشمای سیاه این همه با شرم و حیا آخ چقدر دیدنیه اون دوتا چال گونه هات عطر نگاتو نفساتو نم بارون نداره تو هوامی یا دوامی که بی ت
آدمایی که منو دارن جز خوشبخت ترین آدمهای روی کره زمین هستند. و همیشه سعی میکنم دلیل خوب بودن هامو برا خودم روشن کنم همونطور که دلیل بد بودن ها مهمه و باید پیداشون کرد. تو دلیل خوب بودنام برمیخورم به آدمایی که تو شکل گیری منِ خوب تاثیر داشتن. بعد برمیگردم به گلچین آدمایی که از دست ندادنم، به یه نکته خیلی جذاب میرسم تقریبا این دوتا یکی ان. 
حمیدرضا سرما خورده از دایانا گرفته. یک وجب بچه چنان ویروسی داشت که همه رو سرماخورده کرد.
دوتا سرفه تو صوزت من کرده بود گلو درد شده بودم..
امشب من و حمید جدا از هم میخوابیم بدون حمید خوابم نمیبره. عادت کردم شبا بغلم کنه. هرشب وقتی میخوام بخوابم چه باهم یخوابیم چه من بعد از یکی دوساعت بیام رو تخت که حمید خواب باشه، برمیگرده سمتم دستشو میندازه دورم پاشو هم میندازه دور کمرم. امشب چون سرماخورده و نزدیک کنکور منه گفت پیش هم نباشیم تا من حالم بهتر بشه
با خانومی که 4 سال از من بزرگتر است واز ازدواج اولش دوتا بچه ی بزرگ داره ازدواج کردم 4سال از زندگیمون میگذره من دیگه توان مالی ندارم وکلا وجود بچه ها توکیفیت زندگیم تاثیر گذاشته همسرم هم قبول نمیکنه بچه پیش پدرشون برگردن طلاق میخواد من و خانومم هیچ مشکلی باهم نداریم فقط من دیگه نمیتونم با بچه ها زندگی کنم. من از همه چیم زدم از مسافرت از خوشی از لباسم و اینکه با وجود این بچه ها من نمیتونم اقدام به بچه دار شدن کنم. راهنماییم کنید یک دنیا ممنونتو
امروز همایش دفاع از حجاب و این چیزا بوده و باز هم زمانش رسیده که تلویزیون زنهای بی حجاب رو به عنوان شهروند حساب کرده و بدون شطرنجی کردن موهاشون توی گزارش اخبار نشون بده و حتی اونها رو آدم حساب کرده و باهاشون مصاحبه کنه!
و در نهایت هم به این نتیجه برسه که حجاب در کشور ما یک قانونه و باید به قانون عمل کرد!
من?احساس میکنم دوتا گوش مخملی دراز و یک دستگاه دُم دارم و به یک چراگاه و باری برای حملش احتیاج دارم:)
شبای امتحان هرقدرم که خونده باشم عصبی میشم و انگار ده لیوان اسپرسو خورده باشم این ور اون ور میپرم. انرژی حضورتو اطرافم حس میکنم همینجوری که داشتم درس می‌خوندم یهو به خودم اومدم و دیدم دارم برای تو توضیح میدم. روحت کنارم نشسته امشب. آرومم می‌کنه. اولین امتحانیه که شبش آروم آرومم. یه فصل نخونده و دوتا تکلیف ننوشته دارم ولی آرامشی که اون روزا از بوییدن عطرت می‌گرفتم رو دارم :) مرسی که کنارمی عزیزم
میدونی ،نمیدونم بهت دلبسته باشم یا نه؟
از این حس بلاتکلیفی حالم‌به هم‌میخوره...
مثل شکوفه ای که نمیدونه تو سرمای زمستونیِ بهار بیاد بیرون یا نه... 
حالم‌بده... اگه دوست داشته باشم و همینجوری به پات بشینیم، یه روزی میاد که توام منو دوست داشته باشی؟!
دو تا تجربه ی نا موفق در این زمینه داشتم. یکی ش خیلی نا موفق بود ،در حد گَند بود...یکی ش معمولی تر... 
وقتی به این دوتا نگاه میکنم ،باید فراموشت کنم، پس چرا هستی تو ناخود اگاهم؟
×دارم گیم آف ترونز میبی
خب ما فعلا ابزرور هستیم و اجازه مهر کردن پرونده بدون اجازه سال بالاهامون نداریم...تو دوتا چیز من خیلی شانس اوردم یکی اینکه با اورژانس شروع کردم...یکی اینکه بهترین رزیدنت سال بالا افتاده با من ...کم کم دارم دارم یاد میگیرم چجوری شرح حال بگیرم چجوری نت بذارم چجوری مریص ها رو منیج کنم و غیره
رروزای اول یه مریض داشتم ازمردم شهر طرح یه اقای 22 ساله که با کمک لوله نفس میکشید وفلج بود و از 11 سال پیش بدون هیچ علت مشخصی تشنج غیر قابل کنترلش شروع شده بود...ب
من کوروکی اتفاقی که افتاده رو دقیق مینویسم شما بگید  چی شده 
خواهرم از من طلب داشت جمعه اومدم از طریق گوشی پول رو کارت به کارت کنم یعنی کارتم رو از توکیفم در آوردم شمارش رو زدم همه این حرکات رو انجام دادم و نوشت عملیات نا موفق منم به خواهرم گفتم الان میرم دم عابر پول از عابر میگیرم میام سوئیچ ماشین رو برداشتم کارتم هنوز تو دستم بود رفتم دم عابر بانک کارت رو داخل دستگاه گذاشتم رمز رو زدم تا اومدم پول بگیرم نوشت کارت شما به دلایل امنیتی توقیف شد
بسم الله الرحمن الرحیم
دوتا مانتو کج و معوج بدوزم باورشون نشه خودم دوختم بعد بیان بگن برا ماهم بدوز
کیف های چرمم رو ببین همه بیان سفارش بدن براماهم بدوز
ساعت ۱۲ بامداد تشریف بیارن براشون آمپول بزنم
سه روز ازم وقت بگیرن با پسرشون ریاضی کار کنم
اینا استفاده ابزاری نیست چیه؟؟؟:)))
                       
از وقتی که پروژه ام تحویل دادم و کارام خدارو شکر درست شد، خیلی کمتر
نوشتم. الان هم حس می کنم از بی هدفی و کلافگی به مرحله ای رسیدم که حس می
کنم بنویسم بهتره. چه احساسی دارم، چه چیزایی اذیتم می کنه. یکی از چیزایی
که اذیتم می کنه همین مشکل پروژه ام هستش اینکه کاری از دستم بر نمیاد و
باید منتظر بمونم ببینم اینا چیکار می کنن. در عین حال که می دونم اصلا
کارشون درست نیست و دارن نسبت به پروژه من کم کاری می کنن. اینطور مواقع
خیلی حالم گرفته میشه حس می ک
یکم= یه مادر تنها "پیرطور" با دوتا بچه یه دختر یه پسر، دختر درگیر یه عشق ناکام و پر از فریب و نیرنگ، پسر درگیر یه عشق که از دوران دانشجویی روی دوشش سنگینی می کنه دوم= یه پدر تنها "پیرطورتر" با دو تا بچه، یه دختر و یه پسر، پسری که چهل سالشه و هنوز ازدواج نکرده و درگیر یه عشق قدیمی و دختری که حامله است و کلا روی تخت خونه اش دیده شده تو دوران حاملگی " احتمالا دستشویی اشم همونجا روی تخت انجام میده :) " خارج از شوخی، حامله اس و به چشم غیرخواستارانه :)))) ترگ
دارم امتحان‌های ریاضی بچه‌هام رو تصحیح می‌کنم. حالا بعد از شش ماه به مرحله‌ای رسیدم که از روی دستخطشون، از شیوه عددنویسیشون، از اینکه با مداد حل می‌کنه یا با خودکار، از اینکه راه‌حل‌های طولانی می‌نویسه یا سوالات رو ذهنی حل می‌کنه، از روی تمیزی یا نامرتبی برگه‌های امتحانیشون، بدون اینکه به اسم بچه‌ها نگاه کنم میتونم به درستی تشخیص بدم که این امتحان مال کدومشونه
درست همینجا و توی همین لحظه‌س که ریشه‌های کوچیک سی و دوتا پسربچه رو توی
دوستم چند روز بود میگفت به یک اتفاق خوب نیاز دارم خانوادم خنثی شدن همه چز زیادی روزمره شده و اون اتفاق خوب قبولی خواهرش بود توی دانشگاه فرهنگیان .وقتی از خونه برگشت امید به زندگیش برگشته بود خوشحال بود .
من نه ته خط میدونید کجاست من مدتی اونجا خونم بود البته هنوزم هست هر روز برای کنکور تلاش میکنم ولی اتفاقات اطرافم پر از بار منفی ان مرگ مریضی حسادت توهین و خیلی چیزای دیگه پریشب دوتا امتحان داشتم حالم خوب نبود بدنم یخ بود پر از حسای بد به اضافه
یه چیزایی رو باید از ته دل بخوای بعد براش برنامه ریزی کنی بعد براش تلاش کنی . اونوقت اون آرزو میشه واقعیت . آرزو دارم یه بار ۱۴جولای  ، پاریس باشم و بتونم اون آتیش بازی رو از نزدیک ببینم :) هزینه سفر جفتمون حدود ۲۰میلیون میشه و من از الان رفتم تو کار دو دوتا چهار تا شاید سال بعد بتونیم بریم ^_^ خدا کنه !!! باید از خیلییی چیزا بزنم ! 
آدرس کانالم https://t.me/Ruznegarihayeman خوشحال میشم مهمون کانالم بشید :)
378
در سال 1392 خیلی فاز مذهبی داشتم و کلی با صوت سخنرانی ها کیف می کردم. هنوز هم اگر موقعیت باشه گوش میکنم. با ساخت این مجموعه قصد کار فرهنگی و تبلیغاتی و در عین حال تمرین تدوین صوت انجام میدادم. این هفده کلیپ بیشتر از آقای پناهیان و یکی دوتا از آقای عباسی هست . توصیه می کنم حتما چندتا رو گوش کنید. وقت زیادی نمی گیره مطمئن باشید.

ادامه مطلب
مغر با [عطسه] تمیز میشود
قشنگ میشود،براق تر میشود.خودتان هم می فهمید وقتی عطسه می کنید،مغزتان قشنگ میشود.دوتا،سه تا پشت سرهم می آید،هر وقت می آید این از جانب خداست،لطف به [انسان]است،مال ملائکه است.دور و بر مغز آدم،فکر آدم گیر می کند، به دل و اینها هم مربوط نیست.ناگهان عطسه می کند.فضا را عوض می کند، آسمان ها را عوض می کند عطسه.
حاج اسماعیل دولابی
تولد دومم هم مبارک
یه حس عجیبی به این تولد دومم دارم
انگار چون دوتا تاریخ تولد دارم
می تونستم دو انسان متفاوت باشم
خطرناکه فکرش ولی جالبه
امروز یه تمرکز صد درصدی داشتم در حد چند ساعت
شاید 8 صبح تا 3 یا 4 انقدر که زمان از دستم در رفته بود
حس خوبی داشت
از تمرکز مغز درد گرفته بودم ولی دوست داشتم ادامه بدم
نتیجه اینکه الان که باید بخوابم مغزم کاملا هوشیاره
پس مغزمون مجبور نکنیم به روشن موندن دکمه خاموشش خراب میشه
به نام او...
دیشب مهسا اینجا بود و دوتا فیلم دیدیم.آفریقا و five feet apart...
افریقا رو دوست نداشتم!ولی اون یکی رو خیلی...
اینکه چقدر بعضی چیز هایی که خیلی معمولی برامون هستن برای خیلی ها یه ارزو به حساب میان!مثل بغل کردن...لمس کردن...
اینکه ادم بتونه برای حفظ کردن کسی که دوستش داره خودشو از اون بگیره...از اون در مقابل خودش محافظت کنه!
از دیشب بارون میاد و قشنگ شبیه پاییز شده اینجا.
کمی دلگیری به خاطر فیلم و کمی هم برای هوا...
دقیقا وقتی احساس نیاز به یه تکیه‌گاه می‌کنی زیر پات خالی می‌شه و می‌فهمی دقیقا اشتباه می‌کنی که حس می‌کنی باید تکیه گاهی غیر از پاهای خودت داشته باشی!
زندگی نه تنها زیر پات رو خالی می‌کنه، اگه باد و طوفان و موج هم داشته باشه می‌فرسته سمتت که نتونی رو دوتا پات وایسی! چه بی‌رحمیه این زندگی...
قد بلند، با دو تا ستون رو زمین بند نمی‌شه! حالا تو هی فوتش هم بکن... :)
بعضی تصمیم‌ها رو تو زندگیت مجبوری بگیری... فارغ‌ از نتیجه. تهش خدایی که از تو چاه ر
سلام
تقریبا چهارماه است که بعد از  چهار سال برگشتم وبلاگ واقعیتش فکر نمیکردم اصلا دنیای وبلاگ هنوز زنده باشد و کسی هم فعال باشد بیشتر برگشتم به هوای پر کردن جای خالی اینستا آمده بودم که بدون مخاطب بنویسم اما یکهو دیدم چقدر دوست پیدا کردم چقدر وبلاگ های خوب سرپا وجود دارد آدم هایی که به معنای واقعی بلاگر هستند 
ماندن موقتی هم تبدیل شد به ماندن دائمی و رفت و آمدها و دوست پیدا کردن ها و کم کم  هم دارد هر روز به دنبال کننده ها اضافه میشود و پست ها
هیچوقت هیچکس و تو ذهنتون بزرگ نکنید
و تمام محبتتون و پای کسی نریزید
و فکر نکنید اون بهترینِ!
چون وقتی که توقعش و نداری گند میزنه به تمام باورهات... 
پس وسط همه دوست داشتن هات توقع یه رفتار غیرباور هم ازش داشته باش
اینجوری نه اون ادم انقدر برات بزرگ میشه نه خودت انقدر زجر میکشی
اینجور موقع ها یاد ایه قران میفتم... 
خدا تو یه سینه دوتا قلب قرار نداده
این دل فقط حریم خداست.... 
ورود افراد متفرقه اکیدا ممنوع
هرکس هم اومد نباید زیاد دوسش داشته باشم
برای دخترش خواستگار آمده بود، گویا خودش هم راضی بود اما دختر و پدرش نه!
رو کرد سمت "ص" و گفت "تو باهاش حرف بزن بلکه راضی بشه" !
"ص" هم بلند شد و رفت! 
وقتی برگشت پرسیدن چه خبر؟ چکار کردی؟ ، گفت :
《 پسره ۳۰ و خرده‌ای سالشه، یه‌ بار قبلا ازدواج کرده و یکی، دوتا بچه داره ولی پولداره، خونه داره، ماشین داره، کار داره، همه چی داره، بهش گفتم واسه چی میگی نه؟ نکبت گرفتَتِت مگه؟ یه مرد باید خونه و پول داشته باشه که داره، چی میخوای دیگه؟!" همه‌ی این‌ها را وق
چند روز پیش  یه پیامک اومد ... [دییینگ!] 
“نسخه فعلی اپلیکیشن  اسنپ به زودی غیر فعال میشود “
اهمیتی ندادم تا بخوام دوباره برم دانلود کنم ‌و نصب کنم ... تا اینکه خودش اومد کفت بیا نصب کن و تا دو سفر تخفیف ۵۰ درصدی بهت بدم ..
دقیقا واسه امروز دوتا سفر ارزون نیاز داشتم .. 
خلاصه که امروز ۱۵۰۰۰ تومن صرفه جویی کردم !
+دیشب تصمیم گرفتم اهنگ بازم پاشو a2 رو حفظ کنم !
#مرسی_اسنپ
#تخفیف_۵۰_درصدی
#اسنپ_منتکش
من جنازه ام یعنی. اینقدر استرس داشتم صبح که ساعت شیش یا هفت بیدار شدم حتی دقیقشو یادم نیست. نشسنم به خوندن زبان.  نمرمم ۱۸ شد بد نیست خب. دوتا بی دقتی کردم. 
دیشبم تا از مهمونی برگشتیم ساعت یک بود.خوب بود خوش گذشت. صبحم که زود پاشدم دارم از خستگی میمیرم. حالا نمیدونم بخوابم یا بشینم کار کنم :/ 
اصلا مغزم کار نمیکنه بنویسم. بهتره یه یکی دو ساعت بخوابم بعد بشینم بدایة جانو جلو ببرم. 

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

9 تیپ شخصیتی اینیاگرام رطوبت ساز تی تاک دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم جملات مفهومی معرفی شهاب شرافت کوله پشتی دخترانه و زنانه قوانین مهاجرت به امریکا خواستگاری های من بهترین های دنیای صفر و یک | Best of the BinaryWorld اخلاص